بهشتیها را بشناس
این زیارتنامۀ زیبای حضرت معصومه (س) نشان میدهد زائرین بهشتی آن مرقد مطهر از ابتدا تا انتها اجازه یافتهاند تا دعا کنند! زبانشان به دعا حرکت خواهد کرد و بیش از پیش اوج خواهند گرفت...
آبروی کعبه
دلهای ما را به مهرِ یکدیگر استحکام بخش و ما را به حراست از عزت و آبروی برادران و خواهرانمان توفیق ده و یاریرسانِ ما باش در نگهداشتِ حُرمت هموطنان شریفمان، که نام تو را بر زبان برده، پرچم تو را در دست گرفته و قبلِ تو را سجده میبرند.
تا همیشه ستاره
ما را چنان ستارگانی بخواه که نور باشیم در بودنمان، و تا هزاران و میلیونها سال بعد از نبودنمان نیز، نورمان امتداد یابد و باشد و بماند و راه نماید و جلا بخشد دلها را و آرام کند چشمها را و تسکین دهد ابتلاها را.
نجوای همواره
به عصیان و ارتکاب و غفلت، زبان و دست و چشم و گوش و صدای ما را از خواندن نامت محروم مکن و ما را به دوری از همصحبتی با خودت عادت مده و محکوممان مکن به فاصله داشتن از نجوای روزانه و زمزمۀ شبانه با یگانه خدایمان.
سکۀ هراس
ما را به ترس از نارضایتیات، به سمت خودت و آغوشت فرا خوان... ترسی که در دلهای فرشتنگانت دیرین است و در مناجات عارفانت جاری، در حکمت عالمانت حک شده است و در رنگ هنرمندانت مستور. ترسی زیباتر از هر لرزش گلبرگ به شبنم سحرگاهی.
درهای بینهایت
آن روزیِ مقدّر به نام صاحبش، مقّدر شده است به تلاش و به فکر او؛ اگر کسی از استعدادهای خودش بهره نبرد، تقدیرش کم است و اگر کسی بنا گذاشت بر بهرهمندی از استعدادهایش، کسی نمیتواند روزی مقّدرش را چپاول کند. هر بندهای با استفاده از استعدادهایش تقدیری دارد و بدون آن تقدیری دگر.
اعترافِ دیدنت
اگرچه ما را به ایمانمان نواقص بسیار است، تو را نبوده و نیست؛ ما را اگر شایسته نیست در زمرۀ مؤمنان واقعی تو و دین تو خواندن، تو را اما شایسته است بندهنوازی و ایمانگستری و سایهبخشی، وقتی میدانی که جز تو نیست ما را.
تک ندا
مبادا این کشمکشهای شخصیمان، به جمعی که در آن نفس میکشیم و به کسانی که ایشان را هموطنیم، زمینهساز و علت تفرقه و فاصله شود؛ و نشود آنکه لحظهای این رخنه، سبب اختلال در سپاه حق شود و به سبب نشست و رسوب آن در فرد و جز آن، مایه تضعیف لشکر حق گردد.
قرار همیشگی
خدایا، ما هر روزی که از چشم باز میکنیم، به نیروی تو نفس میکشیم و به امید تو بلند میشویم. امیدمان را ناامید مخواه و مکن و مگذارمان به هرولۀ پناهگاهی جز تو باشیم که جز تو ما را نه جایی پناه است و نه کسی قرار. ای قرارِ بیقراران و ای پناهِ بیپناهان.
بیتکرار
ما که هر گاممان به نامِ توست، هر فعل و کردار و حرکتمان به برکت ارادۀ توست، هر فهم و معرفت و علممان، راه از تو میگیرد، مپسند بر ما کاری کنیم که در پیاش دست گزیدن و افسوس باشد.
دکمه را بزن!
خدای مهربانِ قادر، یک دکمۀ نهایی برای اثرگذاری عوامل گذاشته و دستِ انسان را برای فشردن این کلید باز گذاشته است. بندگان خدا میتوانند آتش را که نتیجۀ طبیعیاش سوزاندن است با دعا «برداً و سلاما» کنند، آنها حتی اگر بیپناه باشند میتوانند از قعر چاه به اوج عزت برسند.
قبلتر از تاریخ
و نگه دار فرد و جمعِ ما را از کسانی که به جای استحکامبخشی به نتایج و باورهای حاصل شده و ثمرِ تجربهها، هُل میدهند ما را به تحریف و نسیانِ تاریخی که نزدیکتر و اکنونتر از آن است که حتی «تاریخ» قلمدادش کرد!