قرار همیشگی

قرار همیشگی

زمان مطالعه: 3 دقیقه
زمان مطالعه: 3 دقیقه
نویسنده: مرتضی شمس‌آبادی

«قرار همیشگی»

 

خدایا، تو در جبهه‌ها و عرصههای مختلف، ما را مورد رحمت و مغفرت خود قرار داده‌ای، بدون آنکه بدانیم و با وجود آنکه می‌دانستیم، آشکار و نهان، عنایت خود را متوجه ما کرده و ما را مدد رسانده‌ای؛ تا جایی که ما به این رحمت و مهر تو عادت کرده‌ایم. مبادا این مهربانی همیشگی‌ات را از ما دریغ داری و ما به ناگاه و به سبب تنهایی و بی‌دفاع شدنمان در برابر دشمنان غافلگیر شویم. مبادا به سبب نیروی الهی پشتیبانت، به جای شکرگزاری و توجه و تشکر از تو، به خودمان مغرور شویم و پیروزی‌ها و عده و کمیت و کیفیت لشکر و جبهۀ خود را از خودمان خیال کنیم و به خودمان گمان برتری و نیکی بریم و مغرور شویم. نه این غرور را بر ما بپسند و نه محروم شدنمان از نعمت‌هایت را به سبب این غرور.

خدایا، به خودبینی‌های نابخردانه‌ای که نعمت‌های اعطایی تو را مخدوش و موهوم می‌کند و به خویشتن توّهم، عرصۀ جنگ‌های گونه‌گون را بر ما تنگ و تاریک و مه‌آلود مگذار و مخواه.

نیاید آن روزی که به ناشکری‌ها، غرورها، از دست دادنِ پشتیبانی و نگاه مهربان و نگهدارندۀ تو، ترس بر ما استیلا یابد و به دشمنان خود پشت کرده و بگریزیم. این گریز را از ما مخواه که گریز از دنیا و نفْس و خویشتن و معاصی و شیاطین بر ما شایسته‌تر است تا گریز از جبهه‌های رویارویی با دشمنانِ تو و کلام و نشانه‌های بر حقِ تو. ما از خودمان، کرده‌ها و ناکرده‌ها، گفته‌ها و ناگفته‌ها، عادت‌ها و واگذاشته‌ها، ساخته‌ها و ویران‌کرده‌ها، پندارها و ایمان‌ها، دیده‌ها و نادیده‌ها، شنیده‌ها و ناشنیده‌ها، چشیده‌ها و ناچشیده‌هایمان به تو و به سمت تو می‌گریزیم. ما از ضعف خود به تو می‌گریزیم، از احساس خطر ابتلای دوباره به گناهانمان به تو می‌گریزیم و از ترسِ از دست دادن نگاه مهربانت و گم کردن راه وصالت به تو می‌گریزیم. ما را به خود پناه ده و شانه‌هایمان را به حضورت گرم و استوار دار و مخواهمان پشت به دشمنان، از ترس ایشان و وهمِ هیبت موهومشان فرار را بر قرار ترجیح دهیم که قرار، آنجاست که تو باشی، صدای تو در جریان باشد و رضای تو آنجا باشد. قرار یعنی تو و این رضایت و قرار خواه در میانۀ شلیک‌های دشمنان باشد و خواه در سایۀ امن سروهای سبزِ تو، به حضور و تویی تو برای ما همانند باید باشد و کمکمان کن که چنین باشد و بزرگمان دار تا به چنین مقامی نایل شده و از غیر تو بگریزیم به تو، از ترس خشم تو بگریزیم به طاعتت و ترس دیگران را جایی در دل و پندار و گفتار و افکارمان نباشد.

خدایا، ما هر روزی که از چشم باز می‌کنیم، به نیروی تو نفس می‌کشیم و به امید تو بلند می‌شویم. امیدمان را ناامید مخواه و مکن و مگذارمان به هرولۀ پناهگاهی جز تو باشیم که جز تو ما را نه جایی پناه است و نه کسی قرار. ای قرارِ بی‌قراران و ای پناهِ بی‌پناهان.

این مطلب را به اشتراک بگذارید

دیدگاه و پرسش
برای ثبت دیدگاه لطفاً وارد شوید.