دکمه را بزن!
عن أبي عبدالله (عليه السلام) قال: إن الدعاء يرد القضاء، و إن المؤمن ليذنب فيحرم بذنبه الرزق.
از امام صادق (علیه السلام) نقل شده که فرمودند: دعا قضاء را برمیگرداند و همانا مؤمن گناه میکند و به خاطر گناهش از روزی محروم میشود.
(بحارالانوار، ج۹۰، ص ۲۸۸؛ ن. ک: الکافي، ج۲، باب الدعاء یرد القضاء و القضاء)
«قضا» در اصطلاحِ خاصِ خود آن سرنوشت حتمیِ غیرقابل تغییر را گویند؛ نتیجهای که حاصلِ فراهم آمدن علت تامه بوده و طبیعتا تخلفناپذیر است. اما در برخی روایات از جمله همین مورد، مقصود، معنای اصطلاحی آن نیست؛ بلکه مقصود، رابطۀ احتمالی نتیجه با علل ناقصه است که با دخالت عوامل مختلف تغییر میکند. مثل اینکه نتیجۀ ماندن زیر باران، خیس شدن است اما اگر کسی چتر داشته باشد خیس نخواهد شد و به این ترتیب میتواند سرنوشت احتمالی خود که خیس شدن است را با خریدن چتر تغییر دهد.
پیامبر گرامى اسلام (صلى الله علیه وآله وسلم) مىفرماید: «پنج طایفهاند که دعاى آنها مستجاب نمىشود: یکى از آنان کسى است که از زیر دیوارِ کج که در حال ریختن است، فرار نکند و دیوار فرو ریزد!»
نکتۀ عدم استجابت دعاى چنین فردى روشن است: زیرا سرنوشت کسى که از دیوار کج بگذرد و فرار نکند مرگ است، ولى با اختیار خود به استقبال این سرنوشت رفته است درصورتیکه مىتوانست تقدیر دیگرى را انتخاب کند.
امیرمؤمنان (علیه السلام) از زیر دیوار خراب و شکستهاى که مشرف بر ریختن بود فرار مىکند، وقتى که به او اعتراض مىشود که: آیا از قضا و قدر خداوند فرار مىکنى؟ مىفرماید:«اَفِرُّ مِنْ قَضاءِ اللهِ اِلى قَدَرِ الله» (از قضایى به قضاى دیگر و از سرنوشتى به سرنوشت دیگر فرار مىکنم و هر دو تقدیر خداوند است!) من در انتخاب هر دو آزاد و مختار هستم، اگر در زیر دیوار بنشینم و فرو ریزد و بمیرم، به حکم سرنوشت است و اگر فرار کنم و سالم بمانم، آن نیز به حکم سرنوشت خواهد بود.
با این توضیح، این روایت به روشنی معین میکند که همواره میتوان با دعا، سرنوشت را دستکاری نمود؛ سرنوشتی که اگر انسان منفعلانه عمل نماید دچارش میشود؛ سرنوشتی که ممکن است گاهی اصلا خوشایند هم نباشد. اما خدای مهربانِ قادر، یک دکمۀ نهایی برای اثرگذاری عوامل گذاشته و دستِ انسان را برای فشردن این کلید باز گذاشته است. بندگان خدا میتوانند آتش را که نتیجۀ طبیعیاش سوزاندن است با دعا «برداً و سلاما» کنند، آنها ممکن است از طوفانها مطلع شوند و پیش از آنکه گرفتار غرقاب شوند، کشتی نجات مهیا کنند، آنها حتی اگر بیپناه باشند میتوانند از قعر چاه به اوج عزت برسند، آنها میتوانند از رنج و بیماری فلجکننده به عافیت برسند، آنها میتوانند دریا را شکافته و از میانۀ آن جمعیتی را عبور دهند و لشکری را غرق کنند، آنها قادرند که عصا را بجنبانند و بر سِحر و جادو استیلا بخشند، آنها قادرند مرده را زنده کنند و پیش از خطر حتمی مرگ به آسمان عروج نمایند، آنها میتوانند در بَدر و اُحد و اَحزاب، با یکسوم و گاهی یکدهم عِدِّه و عُدِّۀ دشمنِ مغرور را به ذلت بنشانند. آن کس که مکتب نرفت و خط ننوشت و بر علماء و هنرمندان تاریخ چیره شد، بر مُشتی خاک دمید و طوفان به راه انداخت، طوفانی که بر پیشانی ائتلاف پر مدعای کفر، مُهر خواری ابدی کوبید. انسانها ممکن است دعا کنند و بمبی فرود آید ولی عمل نکند!
باید دانست هیچکدام از این اتفاقاتِ عجیب و خارقالعاده، خارج از علل نیست و فقط خدای قادر با اضافه و کم نمودن این علل به خاطر دعا و با یَدِ قدرت خود، اثری غیر آن آثار معمول را رقم زده است.
فراموشمان نشود که اگرچه این اتفاقات با چنین اوجی که دارند ممکن است بلندتر از پَرِ پرواز خیلیها باشد، اما گنجشکانی همچون این نگارنده نیز ممنوعیت پروازی ندارند، ای بسا سرنوشتی عظیم به خاطر پروازی کمارتفاع اما با تکیه بر عظمتِ قادرِ مطلق تغییر کند.