تا همیشه ستاره

تا همیشه ستاره

زمان مطالعه: 2 دقیقه
زمان مطالعه: 2 دقیقه
نویسنده: مرتضی شمس‌آبادی

بودنمان به اختیار نبوده که رفتنمان باشد. اجازۀ بودنمان به ما نبوده که جهان برای کنار زدنمان از ما اجازه بگیرد. ما به ارادۀ تو آمده‌ایم، به ارادۀ تو هستیم، به ارادۀ تو می‌رویم، و اراده و بود و نبود ما، خواهیم و نخواهیم، تسلیم ارادۀ توست؛ که نه فقط ما؛ وجود هرچه هست، تحت لوای رخصت تو نفس می‌کشد.

این بودن را و هم این نبودن را مایۀ بیداری و رشد و اعتلا و پیشرفت برادران و خواهران و کیش و دین و میهن ما گردان. ما را چنان بالا بنشان و آنچنان در بنده‌نوازی خود غرقه ساز، که نه‌تنها بودن و حضورمان چراغ و نشان و حجتِ راه باشد، که نبودن و غیبت و عُزلت و هجرت و شهادتمان نیز، فانوسی باشد در طوفان‌های حاضر و پیش‌رو و نجوایی باشد در سکوت‌های روزهای بعد از این.

مخواه و مگذار، وساطت ما به ره‌نماییِ تو و رسیدن به تو، به بودن و بر زمین گام زدنمان محدود و محصور شود، مگذار حتی این تاثیر به زمین انحصار یابد. این ره‌نمایی را به زمان و زمانۀ بعد از ما و بازگشتمان به سوی خود نیز جاری نگاه دار.

ما را چنان ستارگانی بخواه که نور باشیم در بودنمان، و تا هزاران و میلیون‌ها سال بعد از نبودنمان نیز، نورمان امتداد یابد و باشد و بماند و راه نماید و جلا بخشد دل‌ها را و آرام کند چشم‌ها را و تسکین دهد ابتلاها را.

چه کاری هست که از چون تو خدایی برنیاید؟!

این مطلب را به اشتراک بگذارید

دیدگاه و پرسش
برای ثبت دیدگاه لطفاً وارد شوید.