تک ندا
خدایا، ما را به دوگانگیِ گفتار و کردارمان مگیر و ما را به نفاق مبین. آدمی پیش از هرچه و بیش از هرکه میداند خودش را و از آنچه بیان داشته و در عمل اظهار و ابراز داشته باخبر است و هیچکس مثل خود فرد، بر بیراهههای خویش احاطه ندارد و بر اشتباههای خویش آگاهی. ما نیز به دوگانگیهای خود واقفیم پروردگارا؛ میدانیم چهها گفتیم و در تضادشان چهها کردیم؛ میدانیم چهها از تو طلبیدیم و در مقابل به دنبال چه دویدیم؛ میدانیم چه آرزو کردیم و به چه ماندیم و اکتفا کردیم، میدانیم تو چهها خواستی از ما و ما به چه بهانهها، کاستی و کاهلی خویش را توجیح کردیم. با این همه، ما را به نفاق مبتلا مخواه و مگذارمان و بدین صفت مخوان و مگیر که هرچه هستیم و به هر تضاد و تناقضی که به سالیان دچاریم، نفاق را نمیخواهیم و نمیپسنیدیم و به عمد نمیگزینیم.
اختلافهای درونی و بیرونی، پنهان و آشکار، عیان و نهان ما را نه به نفاق، که به تعارضها و کشمکشهای جسم و جان و روح و روان و توان ما بخوان و ما را به جنگی با خویشتن شاهد باش و به ما رحم کن، بیش از آنکه ما را به نفاق ببینی و به سببش ما را محرومیت باشد از هرچه نعمت و راه و عزتی که به نفاق، رفتهرفته از سر بندگان رخت میبندد سایهسارشان.
به یکرنگی و یکدلی و صداقت و زلالی نگاهت، دوییها و ناهمگونیهای ما را ببخش و از بین چندسویگیهایمان، به حُسن نظر و سیتر عصیانت، آن را که از همه بیشتر به تو و خواست و نگاهت نزدیک است، غلبه داده و غالب و برتر و بیشتر برخوان و به آن طاعاتِ مستقیم و غیرمستقیم حلال کن خُردیمان را.
مبادا این کشمکشهای شخصیمان، به جمعی که در آن نفس میکشیم و به کسانی که ایشان را هموطنیم، زمینهساز و علت تفرقه و فاصله شود؛ و نشود آنکه لحظهای این رخنه، سبب اختلال در سپاه حق شود و به سبب نشست و رسوب آن در فرد و جز آن، مایه تضعیف لشکر حق گردد.
ما را به بنده و مخلوقِ دستِ تو بودن صادق و معترف ببین و نفاق را، در هر شکل و اندازه و کم و کیف، از ما بگردان.