عادت معهود

عادت معهود

زمان مطالعه: 3 دقیقه
زمان مطالعه: 3 دقیقه
نویسنده: مرتضی شمس‌آبادی

هرچند سخت و ناممکن تصور شود اما چیزی برای تو محال نیست. کُمکمان کن تا در بُحبوحه‌های سختِ تکاپو و تقلا، نزاع و فرجام، شتاب و فریاد، جدال و جهانداری، تلاش و دفاع، جنگ و سِزا، زندگی را از یاد نبریم و زیستن را غافل نشویم.

عرق‌ریزانِ لحظه‌ها ما را از خویش منقطع می‌کند و به خویش متصل؛ ما را از همیشگی‌ها جدا می‌سازد و به بدیع‌ها می‌رساند؛ می‌کشاندمان بیرون از هرچه می‌شناختیم و می‌شناسدمان چیزهایی که نمی‌دانستیم. با این وصف؛ واماندن از تنفسِ معمول و خیرگی به ناکجای نامعلوم، نه دور از انتظار است.

خدایا دستمان را به زیستنی که خود ما را به آن توفیق و عزت داده‌ای بگیر و پیش از آنکه سختی‌ها به اتمام رسد، آسانیها را به ما برسان و پیش از آنکه از آسانی‌ها به قدر کافی برای بندگی تو بهره نبرده‌ایم، ما را به آزمون تازهای مبتلا مکن.

اگر زیستن در تو خلاصه می‌‎شود و نگاه کردن به تو، که جز این هم نیست، ما را هر لحظه و به هر حال به خود بدار و زندگیمان را به جز این مپسند.

عمرمان را محدود خواستی و فرصتمان را اندک و جزایمان را به وسعت ابدیت. رحمتت را بر این محدوده محدود زیستن دریغ مکن و ما را به آنچه از عهده‎‌‌مان خارج است نیازما که ما را جز به تو و به یاری تو و اراده‌‎ات، توانی برای پیشروی نیست و به ماندن‌ها هم جز به تو، امکانی میسرمان نمی‌شود.

ما را دریاب، تا لحظه‌‎ها را دریابیم و زیستن را در لحظه‌ها بازیابیم و بیاموزیم ربودن ثانیه‌‎های بدیع‎ را و استخراج درنگ‌‎های سیمین را از دلِ سیاهه‌های دور و نزدیک؛ و احوال زرین را از دل آناتِ بر ما حادث شده تاریک.

تو ما را برای بودن آفریدی و برای ادامه دادن خواسته‌‎ای؛ جز این اگر بودن، خروجمان از عدم به وجود را چه حاجت؟! پس ما را به بودن و ادامه دادن اُخت کرده و به زیستن عادتمان ده؛ آنچنانی که ابدیتی زیستن را در پیش خواهیم داشت و آنچنانی که بی‌‎نهایتی زندگی کردن را در کنار تو خواهیم چشید.

این مطلب را به اشتراک بگذارید

دیدگاه و پرسش
برای ثبت دیدگاه لطفاً وارد شوید.