رسم عاشقی
تو ما را به زنده بودن شهدا اطمینان دادهای و برحذرمان داشتهای از پنداشت نبودنشان. تو را به همین، چُنان زندگی و زیستن بیهمانندی به شهدای ما ببخش که مُشابهش را نه زندگان زمین- از آغازِ آدم (ع) تا کنون- تجربه کرده باشند و نه اولیاء و برگزیدگان رَهسپرده به بهشت ابدیات.
خدایا، دست شهدای ما را در هر دو سرا، به هر نیکوْ کاری که میخواهند، چنان باز بگذار که چیزی ایشان را و کارشان را و خوشداشتشان را مانع نشود. اذن بده ایشان را تا بیش از آنچه در گذشته تو را به تلاشها و همتشان در دنیا و به راه تو عبادت کردهاند، کُنون به گسترهای وسیعتر، در سراسر عالمِ امکانت، چنین کنند و به «کن فیکونِ» عاریهای که از تو دارند، فصل جدیدی از معنی زیستن را در زندگیشان آغاز کنند.
شهدایمان را چُنان دار که جهادشان را به دیگر سرا نیز امتداد داده و همشانۀ هم رزمانشان در دنیا به نبرد حق علیه باطل ادامه دهند و چهرۀ کریهِ دشمنانت را بر همه آشکار کرده و در هم شکنند.
وقتی ایشان را به «شهید» همنامِ تو میخوانند، چطور میشود که در دیگر صفات و وَجنات و سکنات، شبیه تو نباشند و نشوند؟ حال که درهای کسب معرفت و نور، بیش از پیش بر ایشان باز شده و امکانشان به رشد و تعالی مُیسَرتر، توفیقشان ده تا یکبهیک، مُزین شوند به هرچه بیشتر از صفات و اسماء زیبایت و اجازه یابند به هرچه فراتر، اعمال و ابراز آن صفات در جهان.
حضورشان را در کنار ما آنچنان پُررنگ و ملموس فرما که نهتنها خانوادۀ شریف و عزیزشان، جای خالی ایشان را احساس نکنند و بودنشان را به واقع و باور لمس کنند، که ما نیز دست قدرتشان را در امور و ماوَقعِ روزها و شبهای زیست فردی و اجتماعی خویش اقرار کنیم.
شهدای ما را مایۀ استحکام دین خویش بخوان و به ایشان، ریشههای اسلام را در تار و پودِ هستیِ ملموس و نادیده بگستران و ایشان را حافظان و پاسدارانِ نورِ حقیقت بخواه، تا چُنان فانوسهایی همیشه روشن، راهنمای کائنات باشند به سمت تبسُمِ خواستنیات.
خدایا، تو را به عزت شهیدانت- که عزیزترین بندگاناند تو را- ما را و بازگشتمان را به آغوشت را جز به شهادت مخواه و عاقبتمان را جز به شهادت نپسند که این به رحمت و لطفِ عیبپوش و جهانگسترِ تو نزدیکتر است و ما را جز به این مهربانی بیحدودت دلخوشی نیست.