حروف مقطعه
دشمنان دریغ نمیکنند از گفتن هرآنچه حتی ذرهای در آن گمان دارند و امید، که ما را نه حتی تا مرزهای فروپاشی فکری، بلکه به لکههای تردید و تشکیک بیندازد. دریغ ندارند و رحم هم. هرچه میرسد، نه از اخبار و رخدادها و حادثها، که از فکرها و گمانها و ایدهها و چه بسیار بیش از همه: خیالاتشان و بیش از آن حتی: دروغها، به کلمه میکشند و روانۀ ما میکنند. نه فقط ما، که جهان را با دروغهایی که دربارۀ ما میگویند و تصویر موهومی که از ما میسازند پُر میکنند. دستهای ما را هم پیشاپیش، برای هر دفاع و کلام و پاسخی بستهاند و بسته است و بسته مانده است. دریغ!
حرفهایشان دلهای برخی را مکدر میکند، برخی را مردد، برخی را بیزار. بعضی به اظهارات پوچشان پریشان میشوند، بعضی زمینگیر، بعضی برای فتنهها و تخریبها زمینهساز. هر کلمهای که با صدایشان ادا میکنند، ده دروغ سرریز میکند و از هر گوشۀ لحنِ زبانشان، صد نیرنگ زبانه میکشد.
وقتی از حقیقت مکتوم در کذبشان خبر داریم، بیاعتنایی و نفرین حوالهشان میکنیم و وقتی نمیدانیم، در میانۀ هزارتوی گمانهها میمانیم و اما و اگرها هجوم میآورند به چشمهایمان که نکند، که مبادا...
ما را از غمِ واژههای دیگران و دشمنان رهایی بخش و مگذار کلمههای آلودهشان مکدرمان کند و دلمان را تنگ. عزت و آبرو را صاحب و سرور تنها یک نفر است و آن یک، تویی. ما را به عزت و مهر خود دلگرم کن و خودت شنوای واژگان ما باش، حتی اگر حروفمان به هیچ گوش دیگری در جهان نرسد.
پینوشت:
- وَ لَا یَحْزُنکَ قَولَهمْ إنَّ العِزَّهَ لِلّهِ جَمیعاً هُوَ السَّمیعُ العَلیمُ (یونس: 65)