اتصال

اتصال

زمان مطالعه: 3 دقیقه
زمان مطالعه: 3 دقیقه
نویسنده: مرتضی شمس‌آبادی

خدایا، توان ما را به توان خودت پیوند زن و ما را از انحصار به نیروی خود بیرون آر که به توان ما نه کاری پیش می‌رود و نه راهی باز می‌شود. ما گام برمی‌داریم، به امید صد گام جلو آمدن تو- همان‌طور که وعده‌مان دادی- و همت می‌کنیم، به امید اراده بخشی تو- از آنجا که تنها صاحبْ ارادۀ واقعی تویی- و دعا می‌کنیم، به امید اجابتِ تو، همان‌طور که تو ما را به آن خوانده‌ای.

مگذار عرق‌ریزانمان به مقابله با دشمنانت بیهوده باشد. مخواه هدف قراردادنمان به خطا رود. مپسند ما را به اندک توان خود، به دور خویش بچرخیم و به تقلا اُفتیم. خودت قدم‌هایمان را به مقصود رسان، تلاشمان را ثمر باش، همتمان را تحقق بخش، شلیک‌هایمان را به اصابت برسان و ما را به خودت. خدایا ما از این همه چیزی جز تو را نمی‌خواهیم. اگر می‌رویم، اگر می‌آییم، اگر می‌دویم و می‌پوییم، اگر می‌ایستیم به دفاع از خود و اگر می‌جنگیم به حراست از آیین، چیزی جز تو را و دستورات و حدود تو را نمی‌خواهیم. خواهش ما را در مسیرِ خواستنت نگاه دار و دست‌هایمان را در مسیر دست‌هایت و چشم‌هایمان را در مسیر چشم‌هایت و هم اراده و عزت و اقتدارمان را.

خدایا در هر پرتابِ توان خود به جلو، «و ما رمیتُ اذ رمیت فانَّ الله رَما» ذکر آشکار و نهان دل ماست. ما جز به حرکت تو باور نداریم و جز به خواست تو. ما می‌رویم، به امید آنکه تو پشت سر ما ایستاده‌ای؛ میرویم به امید آنکه نگاه تو در مسیر با ماست و می‌رویم به امید بودنت در مقصد به انتظار ما که مقصود تویی.

ما را به خردی انسان بودنمان وامگذار و به بی‌کرانگی خود وسعتمان بخش؛ آنچنان که علم توست، حکمت توست، نور توست، احاطۀ توست و توان و عزت و اراده‌ات.

خدایا ما را از خود جدا مبین و از خود جدا مخواه. ما خود را جدای از خویش نمی‌بینیم و به مهربانی و هم‌راهی و ستارالعیوب بودنت عادت کردهایم. ما را به دور از ساحت تو چه بودن است و چه حضور؟ که بودن و حضور در تو خلاصه است؛ در تو آغاز می‌شود و در تو به پایان می‌رسد.

این مطلب را به اشتراک بگذارید

دیدگاه و پرسش
برای ثبت دیدگاه لطفاً وارد شوید.