سبکبال
در شرایطی که خیال مغشوش است و فکر مشوش است و دغدغه ها شور است و دور، خواب ها پریشان اند و آرام ها کورند و تاب ها پرآشوب، ما را مجالی ده و خوابی و آرامی؛ که در لابه لای هیاهوی ناآرامی جاری، آرامشی باشد، ولو عاریتی و محدود، تا امکان نفس گرفتنی باشد برای ادامه و بازیابی توانی برای فردا و بازبینی هایی برای دوباره ها.
خدایا، چنان ما را و دل ما را به ذکر و یاد و نعمت و امکانِ خود، قرص کرده و استحکام بخش که درونمان از سکونی الهی و سیالیتِ آرامِ خیالی قدسی سرشار شود و به هر صدا و ندا و خبر و حادثه و واقعه، به تلاطم و ضعف نکشد و از هم نپاشد.
تو صاحب صدای صبحی بعد از سکوت شب، سکوتی پس از ثبات؛ ما را به استواری خود پایدار و به حدوث سیاهی های خرد و کلان غلبه بخش، در خواب و بیداری، در سحرگاه و شب گاه.
تو چنانی که هرچه از تو بخواهند، در اجابت ناتوان نیستی، و ما چنان که جز خواهشی مستمر، در برابر تو نمی توانیم بود. مگذارمان به اضطرار و اضطراب تلقین ها و درگیرها و تحمیل ها به بیراهه اندازد گام هایمان را و سست کند دست هایمان را.
خیالِ ما و فکر ما و هم دغدغه ما تویی و تو باید باشی؛ چه می شود اگر نگاه از این خیال و فکر و تقلا مگیری و ما را جز به خود مگذاری؟!
پینوشت:
- إذْ یُغَشِّیکُمُ النُّعاسَ أَمَنَهً مِنْهُ وَ یُنَزِّلُ عَلَیکُم مِنَ السَّمَاءِ مَاءً لِیُطَهِّرَکُم بِهِ وَ یُذْهِبَ عَنکُم رِجزَ الشَّیطانِ وَ لِیَربِطَ عَلی قُلُوبِکُم وَ یُثَبِّتَ بِهِ الأَقدَامَ (انفال: 11)