مادامی که می‌دانی

مادامی که می‌دانی

زمان مطالعه: 4 دقیقه
زمان مطالعه: 4 دقیقه
نویسنده: مرتضی شمس‌آبادی

به مسخره خطاب می‌کنند ما را که به نانِ حکومت و دولت و حاکم و قاضی می‌رویم به دفاع؛ که به شوق شهادت می‌رویم؛ و نمی‌دانند که به واقع ما به شوق شهادت می‌رویم؛ اما نه با این فکر و نگاه که آن‌قدر ضعیفیم که در برابر دشمن قرار است کشته شویم؛ بلکه با این باور که ما آنقدر قوی و قدرتمندیم که دشمن را درهم خواهیم شکست و اگر به هر سبب و قضا و قدری، ما در راهِ این شکست دادن دشمن، به‌عنوانِ جزء کوچکی از سپاه حق، کشته شویم، شهید خواهیم بود و چه عاقبت و سعادتی بالاتر از این؟ و شوق داریم، چون پیروزی همیشه شوق‌آور است و ما از درون می‌دانیم که اگر دشمن را به خاک بنشانیم به پیروزی رسیده‌ایم و اگر به شهادت خزان کنیم صورت خود را هم به پیروزی رسیده‌ایم.

مسخره می‌کنند ما را به تحجر، به بسته بودن فکر و ذهن و چشم و بینش، حال‌آنکه بیش از آن‌ها می‌دانیم، بیش از آن‌ها می‌بینیم و بیش از آن‌ها می‌اندیشیم. ما را به چیزهایی می‌خندند که خودشان به آن‌ها مبتلایند؛ وقتی بیش از تمامشان چارچوب فکریمان منعطف است و بیش از همه در سیالیتِ امکان‌ها و دانش‌ها و ادراک‌ها در جریانیم برای رسیدن به تو.

خدایا، نجات یافتنمان به دست تو را مسخره می‌کنند و انتظارمان برای حجت تو بر زمین (عج) را در دل‌هایمان مُرده و خاموش می‌خواهند؛ درحالیکه اگر قرار بود به تمسخر و دلسرد کردن ایشان از تو و انتظار و التجا به تعجیل ظهور دست کشیم، سال‌ها و قرن‌ها پیش از این، ما و اجداد و نیاکان ما چنین می‌کردند که این دست‌اندازی‌ها از بعثت پیامبر (ص) بوده و می‌دانیم خواهد بود.

کوچک می‌شمارند تلاش‌هایمان را برای حفظ مرزهایمان و از آن به خفقان و فشار اجتماعی و محصورسازی مردم و دیکتاتوری و هر نامربوط دیگری یاد می‌کنند؛ و ما فقط مثل هر «انسان» خردمند و صاحب شأن و عقلِ سلیمِ دیگری در حال دفاع از حدود سرزمینی و آبرویی و فرهنگی و زبانی و تفکری خود هستیم و هیچ آزاده‌ای در هیچ کجای جهان در هیچ کجا از طول تاریخ، چنین دفاعی را به سُخره نمی‌گیرد؛ بلکه مقدس می‌شمارد و مقدس هم هست و ما به این دفاعِ قدسی و انسانی به خود می‌بالیم و افتخار می‌کنیم.

خدایا، ما می‌شنویم، می‌بینیم، می‌خوانیم تمام این تحقیرکردن‌ها و کوچک‌شماری‌ها را، تو هم می‌شنوی، می‌بینی، می‌خوانی و می‌دانی. ما اما به این‌ها نمی‌ایستیم، نمی‌مانیم، نمی‌لنگیم و نمی‌شکنیم؛ مادامی که تو را داریم، مادامی که تو را و چشم تو را از پسِ خود احساس می‌کنیم؛ مادامی که در راهِ تو استقرار داریم و به بیراهه سقوط نکرده‌ایم؛ تو نیز جز این مخواه برای ما و ما را مستأصل به این خُرده‌تقلای دشمنانِ انسانیت و حقیقت برای آزار ما مگذار و مخواه و مبین.

 

پینوشت:

- إذ یَقولُ المُنافقونَ وَ الَّذین فی قُلُوبِهِم مَرضٌ غَرَّ هَؤُلاءِ دینُهُم وَ مَنْ یَتَوکَّل عَلیَ اللهِ فإنَّ اللهَ عَزیزٌ حَکیمٌ (انفال: 49)

این مطلب را به اشتراک بگذارید

دیدگاه و پرسش
برای ثبت دیدگاه لطفاً وارد شوید.