فصلِ نو
خدایا، ما را به نزاع با دشمنان، متحیر و غافلگیر مخواه و مپسند. چنان سازوکار سپاه خود را ترتیب بده و اثر بخش که این دشمنان تو باشند که هر لحظه و هر روز و هر شب به تحیر مبتلا شده و غافلگیر شوند از هرآنچه ناگهان بر سرشان میافتد و این ابتلا و حیرتشان را بدل به چرخهای مدام کن، تا جایی که چیزی از ایشان باقی نماند.
خدایا، ما همواره به معجزاتِ لطف و احسانِ تو در عین گناهکاری و نقصانِ خود حیرت کردهایم. ما را به این عادت از وجه مهربانیات خارج مساز و غافلگیر شدنمان را جز به نصرت و یاری و معجزات نورانی و دست پیروز و برتر خود به جبههها و عرصهها رقم مزن.
ما را چنان شهابهای آتشینی که شعلههایشان آسمان را روشن میکند، آنچنان که خورشید، بر سر کافرانِ حقانیت و پروردگاری و حدودت چیرهساز و بر فراز ایشان استیلا بخش.
مردمانمان را، سربازانمان را، کرامت و قدرتی عطا فرما که ذرهای از جلال تو را متجلی شوند و جبهههای جنگ را به عظمت اسمهای عزتمندت، به نفع مظلومان و ستمدیدگان و دادخواهان دادگاه الهیات بازتعریف کنند و قواعد و زمینهای بازی جهان را بر هم زده و از نو و با زبانِ تو، آن را دیگر بار برسازند و میراثدارِ گنیجهها و ذخایر نعمتهای جاودان تو باشند. جز به این فتح بزرگ در زیر سایه و پرچمِ تسلیم خودت، ما را شگفتزده مخواه و شگفتی ما را جز به این شادی و خرسندی. یا دلیل المتحیرین!