سرمقاله: بازیابیِ شاهراهِ انسان
دعوتی به بازیابی امکانهای سپرده به نسیانِ انسان
در زمانهای که جهان دل مشغول ابزارها و ناوها، موشکهای هستهای و رسانهها، هوش مصنوعی و چیپسِتهاست، انسانِ مسلمان، یکی از بزرگترین سلاحهای خود را فراموش کرده است: مناجات با یزدان.
در باب و بارۀ اهمیت و جایگاه دعا، نقشِ آن، چرایی سلاح بودنش، چگونگی عملکرد این شاهکلید و تأثیر کوتاهمدت و بلندمدتِ آن در زیستِ جمعی و فردی انسان، ائمۀ اطهار (ع) بسیار روایت کردهاند. فارغ از آن، عصرِ امروز، انسان را به چنان تشویشی کشانده که خواه-ناخواه، در انتهای مسیرِ منحرفشده از اصلِ خود، رسیده به جایی که جز به رازونیاز با پروردگار، نمیتواند روح و روانش را تسکین بخشد؛ همین است که این روزها، در بازارِ کتابها و کلاسهای داغِ توسعۀ فردی و خودروانشناسی، قفسهای اختصاصی برای «شکرگزاری» باز شده. دورههایی برگزار میشود به تمرین، کتابهایی منتشر میشود به خواندن و توصیههایی برای شکرگزاری روزانه. همه خوب است، همه فینفسه همان است که ما هم از آن میگوییم؛ با این تفاوت که شکرگزاریِ مُد شدۀ امروز، نسخهای است به مراتب در سطحتر از آن چیزی که ما در پیشینۀ تحمیدیهها و نیایشهایمان در سنتِ ادبی و مناجاتها و توصیههایمان به دعا در سنتِ دینی خود داشته و داریم.
دعا در دین اسلام، چنان محوریتی دارد که یک امامِ معصوم- حضرت علی ابن الحسین سجاد (علیه السلام)- آموزش و تربیت و تعلیم و هدایت خویش را، خاصه از طریق مناجاتهای خود در شاهکارِ «صحیفۀ سجادیه» تحقق میبخشد. این کتاب و این کُنش، کافی است تا دریابیم که «دعا» میتواند توأمان آرامبخشِ دل باشد، به تعالیم عمیق و فلسفی آیین بپردازد، مایۀ استحکام پیوند خالق و عبد شود، امکانهای خاموش را پیشِ رو بگشاید، شرایط مطلوبِ اکنون را نگاه دارد، از ناخوشایندها امان خواهد و امان دهد، ذخیرۀ دنیا شود و اگر به صلاحِ دنیا نبود، امانت شود به سرای عُقبی؛ که از این همه مهمتر، صِرفِ گذران زمان است با معشوقی که عاشقتر از او نیست انسان را و گفتوگو با خداوندی که گمان نمیکنم از هیچ چیز به اندازۀ به گفتن و شنیدن نشستن با بندهاش خرسند شود.
ما در پرونده-پویشِ «تَرنم» به مناجات همت میکنیم، تا هم در روزگار آَشوب، سکینۀ خویش را بازیابیم، هم سلاح فراموش شدهمان را از غبارِ نسیان پس گیریم و راه بگشاییم برای آتیهای که آرزومند آنیم.
15اسفند1404