در نبرد کسب قدرت

در نبرد کسب قدرت

زمان مطالعه: 5 دقیقه
زمان مطالعه: 5 دقیقه
نویسنده: یاسین نوراهان

قَالَ أَمِيرُاَلْمُؤْمِنِينَ (عَلَيْهِ السَّلاَمُ):«اِدْفَعُوا أَمْوَاجَ اَلْبَلاَءِ عَنْكُمْ بِالدُّعَاءِ قَبْلَ وُرُودِ اَلْبَلاَءِ فَوَ اَلَّذِي فَلَقَ اَلْحَبَّةَ وَ بَرَأَ اَلنَّسَمَةَ لَلْبَلاَءُ أَسْرَعُ إِلَى اَلْمُؤْمِنِ مِنِ اِنْحِدَارِ اَلسَّيْلِ مِنْ أَعْلَى اَلتَّلْعَةِ إِلَى أَسْفَلِهَا وَ مِنْ رَكْضِ اَلْبَرَاذِينِ.» (الخصال (صندوق)، ج۲، ص۶۱۰)

از امیرالمؤمنین (علیه السلام) نقل شده است:«امواج بلا را قبل از رسیدن بلا با دعا کردن از خود دور کنید. سوگند به آنکه دانه را شکافت و جان را آفرید، بلا سریعتر از سِیلی که از بالای تپه به پایین آن سرازیر می‌شود و سریعتر از دویدن اَسترها به سراغ مؤمن می‌آید.»

 

پدافند دعا، عاملی قوی برای غلبه بر موشک‌بارانِ بلاست. امیرِ مؤمنان (علیه السلام) که خود ماهرترین رزمندۀ تاریخ بوده و هست، قدرتش او را صاحب شمشیر دو‌لبه کرده بود و هیچ‌گاه پشت به دشمن نکرد و از این رو سپر به پشت نمی‌بست، او به خدای علیّ اعلی قسم خورده که بلاء با سرعت به سوی مؤمنین سرازیر می‌شود. معلمِ او حضرت ختمی مرتبت نیز نزدیک به همین الفاظ را در مورد سرعت هجوم بلا به مؤمن فرموده و نیز از امام حسن، امام حسین و امام صادق (سلام الله علیهم) در مورد شیعیان یا محبین اهل‌بیت (علیهم السلام) این کلمات تکرار شده است. (أعلام الدین في صفات المؤمنین (دیلمی)، ج۱، ص۲۷۷؛ بحار الأنوار (مجلسی)، جلد۷۸، ص۱۹۸؛ المؤمن (حسین به سعید)، ج۱، ص ۱۵ و ۳۰)

به راستی چه حکمتی پشت این ابتلائات خوابیده؟ چرا خدای مهربان در این بزم، جام بلا را به مُقربین خودش بیشتر می‌نوشاند؟ چرا در آیۀ ۲۱۸ سورۀ بقره با لحن پُرعتاب گفته: شیوۀ مستمرِ خدا آن است که تا صدای فرستادگان خودش را درنیاورد، دست از ابتلاء مؤمنین بر نمی‌دارد؟ رازش را در جهان به عیان دیده‌ایم و مبنای زندگی مادی خود را بر آن نهاده‌ایم والا برای هیچ موفقیتی خود را به سختی نمی‌انداختیم؛ اما گاهی در منظومۀ معنوی خود آن را فراموش می‌کنیم.

می‌دانید راز بهای الماس چیست؟ فشار و دمای بالایی که تحمل کرده است. راز هر انسان موفق در هر رشتۀ علمی، اجتماعی، سیاسی، ورزشی، هنری و... هم تحمل امتحانات و حوادث در این مسیر است. یک دروازه‌بان اینقدر باید در تمرین از نقطه‌ضعفش گُل بخورد تا خود را تقویت کند و در میدان مسابقه دسته ‌گل آب ندهد. چه چیز از یک دانش‌آموز پایین‌شهری در تهران، دکتر چمران بزرگ را می‌سازد؟  سوز و گدازی که او را به دل حوادث بُرد و رشد داد. می‌دانید عباس بن علی چگونه در قلۀ شهدا ایستاد؟ چطور قدمگاه او در آلبانی همین امروز هم زیارتگاه عاشقان است؟ چگونه او صاحب وصالِ عشق آن عشق‌آفرین شد تا ابد؟ چون در ابتلائات ماجرای کربلا، از ابتدای حرکت سیدالشهدا (علیه السلام) از مدینه تا به مکه و بعد هم کربلا، خونِ دل خورد و بلا کشید و رنج دید و دست داد و چشم داد و فَرق داد و جسم داد  ولی صبر کرد و شد دست‌گیرِ کلِ خلق، از اولین تا آخرین. پس ابتلائات متعدد طبیعت، اِبنِ عالم است و اگر قرار است این جا تمرین کنیم برای حیاتِ حقیقی خود در عالمِ بالا، باید در معرض طوفان حوادث باشیم و خود را قوی کنیم.

اما چطور قوی شویم؟ با اتصال به دریای قدرت. باید پشتِ پرده و جلوی پرده و هرطور که هست با او پیمان ببندیم. «در دل دوست به هر حیله رهی باید کرد» (نشاط اصفهانی) راهی نداریم جز این که از آفند و پدافندِ رسیده از سوی او بهره بریم. اگر بلایی نباشد، ما کجا به سراغ دفاع خواهیم رفت؟ اگر ضعف خود را ندانیم و نفهمیم، چرا به فکر قوی شدن برویم؟ اگر یک جزیرۀ بی‌آب‌و‌علفی که هیچ‌کس رغبتی به آن ندارد در گوشه‌ای از اقیانوس بیُفتند و کسی هیچ طمعی به آن نداشته باشد، چه نیازی به سیستم دفاعی دارد؟ یک آدم معمولی چه نیازی به آزموده‌ترین محافظ‌ها دارد؟ اما وقتی جایی یا کسی ارزشمند شد و زمانی که در معرض خطر قرار گرفت، به فکر قوی شدن خواهد افتاد، زندگی‌اش با روند معمولی فرق خواهد کرد.

خلاصه ما که در هجوم بلاها هستیم، باید با دعا خود را متصل به رادارهای فوق پیشرفته نماییم، بلکه بلا را در نقطه بخُشکانیم و قبل از مرگِ سهراب، هم از مهلکه نجات یابیم و هم آن‌قدر قوی شویم که جوجه‌دشمنانِ اِنس و جن طمع به نفسِ نفیس ما نکنند.

این مطلب را به اشتراک بگذارید

دیدگاه و پرسش
برای ثبت دیدگاه لطفاً وارد شوید.