پناهندگی به حرم امن الهی
بار پروردگارا! چشم باز کردهایم و جهان، آتش خود را به سمت ما نشانه گرفته است- هرچند این نه حکایت امروز است و تو خود بهتر میدانی- و در مقابلِ ما، کسانی ایستادهاند که بدترینِ موجودات- و نه حتی انسانها-ی زمانهاند، شَقیترینشان، خونخوارترینشان و مُتعفنترینشان. در مقابلِ ما کسانی صف کشیدهاند که به مظلومیتِ کودکان رحمشان نمیآید؛ به حرمتِ زنان فهمشان نمیکشد؛ از انصاف بهرهای ندارند؛ از انسان چیزی نمیدانند؛ مردمی را لگدمال کردهاند؛ حرام را عادت کردهاند؛ قتل را تعلیم میدهند؛ شکنجه را لذت میبرند؛ غَصب سُنتشان است و تحریف روِششان؛ دروغ تنها چیزی است که از وجودشان صادر میشود و سیاهی، تنها چیزی که از دستانشان به جا میماند. خدایا، ایشان چنان به خونِ مسلمانان تشنه و آلودهاند که حتی یزید نبود و این قوم چنان خوی انسانی را ذبح کردهاند در خود که لشکر چنگیز چنان نکرد. خدایا اگر آنسو یزیدیان صف کشیدهاند، اینسو چطور ما باشیم و تو به یاری و نگاهداری ما نباشی؟!
میدانیم نه مثل حسین بن علی (ع) هستیم و نه مثل یارانش، اما ایشان را از دل دوستداریم؛ میدانیم به آلودگیِ گناهان مبتلاییم، اما توبهها ذکرِ هرروزۀ ماست؛ میدانیم در وظیفه و آیین کم گذاشتهایم، اما حسرتِ تعالیِ خویش را بر دوش میکشیم؛ میدانیم از کاستی بسیاریم و زان سبب نیز ادعایی بر شانه نداریم؛ اما محتاجیم به نگاهِ تو. مگذار مغلوب دشمنانِ تو باشیم، مگذار دشمنشاد شویم، مگذار عزت ما و ذکر ما که نام تو و یادِ توست، به تحقیر و تخفیفمان بکاهد که تویی صاحب عزتِ همیشگیِ هستی، مگذار زیر گزند این کژدمان بشکنیم و مستأصل شویم. خدایا! ما تو را به تو قسم میدهیم به حریم امنِ الهیات. ما را رسمِ امانخواهی از غیرِ تو نیست، ما را رسمِ سر فرود آوردن، تعظیم کردن و بزرگ شمردنِ غیرِ تو نیست، ما را ذلتپذیری و خواریخواهی به خون ننشسته است که بتوانیم باشیم و همشانۀ کسانی بایستیم که افتخارشان تعداد نوزادهایی است که به شهوت قربانی کردهاند. ما را خودت، به حرم و حریمِ امن خودت امان باش. ما را به چشم خودت و دستانت، نگاه باش و نگاهدار. ما را به ذکر خودت مشغول بخواه و از ذکر غیر خود فارغ فرما که تنها اشتیاقمان به جهان تویی؛ که جز تو را به پناه نمیشناسیم و به سرپرستی خود، جز تو را نخواندهایم.