شایستۀ خواندن

شایستۀ خواندن

زمان مطالعه: 5 دقیقه
زمان مطالعه: 5 دقیقه
نویسنده: مرتضی شمس‌آبادی

دیباچه پرونده مجید قیصری

دو سال از عضویتم در هیئت تحریریۀ سایت شهرستان ادب می‌گذشت که سردبیر سایت پیشنهاد دبیری پرونده پرتره‌ای برای نویسندۀ خوب کشورمان، مجید قیصری، را به من داد. با ذوق و شوق و درجا پذیرفتم. آن روزها یکشنبه‌ها می‌توانستم در موسسۀ شهرستان ادب حضور پیدا کنم و در جلسات هفتگی داستان کوتاه که عصرها و با حضور و راهبری استاد مجید قیصری برقرار بود شرکت کنم. حضورم در آن جلسات به قبل از عضویتم در هیئت تحریریه بازمی‌گشت. مدت‌ها بود در محضر استاد تلمذ کرده و دربارۀ داستان آموخته بودم. از طرفی کارهای ایشان را خوانده و دوست داشتم؛ خودشان را هم. لذا وقتی پیشنهاد شد که برای ایشان پرونده‌ای داشته باشیم، درجا و بدون تردید پذیرفتم و خواستم که دبیر چنین پرونده‌ای باشم. هنوز که هنوز است به این انتخاب و لبیک می‌بالم و خوشحالم از بابت آن و افتخار هم می‌کنم.

پرونده پرترۀ مجید قیصری در سایت شهرستان ادب، پس از انتشار بازتاب خوبی در رسانه‌ها داشت؛ نشان به آن نشان که حتی تصویر اصلی پروندۀ ما به عنوان پروفایل مجید قیصری در سایت‌های فروش کتاب و ادبی و... استفاده شده و هم‌اکنون قابل مشاهده است. من این را نشانی از موفقیت این پرونده می‌دانم؛ پرونده‌ای که حتی تصویرش اینگونه بازتاب داشته. (که البته بیش از آنکه من در این بخشش دخیل باشم، باید از عکاس و طراحی و صدالبته خود استاد تشکر و کرد و به ایشان آفرین گفت!)

در حین کار روی پرونده و بارگزاری آن، جناب استاد برندۀ جایزه اوراسیا شدند- برای رمان سه کاهن- و بعد از بسته شدن پرونده (به صورت غیررسمی)، جایزه‌های دیگر از جمله «جایزۀ جلال آل احمد» برای کارهای تازه‌ترشان به کارنامۀ ایشان اضافه شد که متأسفانه دیگر به آن کارها و دستاوردها در آن بستر پرداخته نشد؛ چراکه مجال چنین امری بر ما پایان یافته بود.

مجید قیصری آنقدر خوش‌قلم و در عرصۀ داستانِ معاصر ایران شناخته شده است که نیازی به معرفی از جانب من ندارد. صادقانه زندگی می‌کند و می‌نویسد و صادقانه به داستان علاقه‌مند است و داستان و هنر برایش موضوعیت خاص دارد. مشخصا رنگ و طرح جنگ در داستان‌های کوتاه و بلندش نمود دارد و کمتر اثری از او می‌توان پیدا کرد که از خواندن و وقت گذاشتن برایش احساس ذره‌ای پشیمانی به آدمی دست دهد. چند نویسندۀ خوب اینگونه داریم؟!

در روزهای نخست این پرونده، مصاحبه‌ای مفصل با ایشان داشتم که انتشار یافت. برای این مصاحبه ساعت‌ها وقت گذاشته و تقریبا هرآنچه دربارۀ این نویسندۀ خوب در سایت‌ها و اخبار و گفت‌و‌گوهای پیشین بود از نظر گذراندم و سعی کردم سوال‌هایی طرح کنم و در گفت‌و‌گویمان بسط دهم که طرح نشده بودند. خود استاد هم پس از مصاحبه اذغان داشتند که گفت‌و‌گوی متفاوتی بود!

مصاحبه‌ام و شناخت پیشینی و پسینی از مجید قیصری، من را به چنان باوری رسانده که ایشان از جمله نویسندگانی هستند که می‌شود ایشان را ادامه داد. منظور چیست؟ اینکه می‌شود او را به‌عنوانِ یک هنرمند دنبال کرد- خودش را و کارهایش را- و انتظار کارهای خوب داشت، می‌شود به خواندن کارهایش ادامه داد و می‌شود به این ادامه دادنِ چندوجهیِ او دلخوش و امیدوار بود. دلخوشی و امیدواریِ یک مخاطب و خواننده و همراهِ ثابت و همیشگی. لذا او از جمله نویسندگان معاصری است که به راستی شایستۀ طرفداری (به معنای عام آن) است.

برای بازنشر پرونده مجید قیصری در سایت «مرتضی شمس‌آبادی»، از جناب آقای علی‌ محمد مودب، مدیرعامل محترم موسسۀ شهرستان ادب، کسب اجازه کردم و امیدوارم پس از بازنشر آنچه تا زمانِ مسئولیت من در این پرونده در سایت شهرستان ادب انتشار یافت، به مطالب و بخش‌های تازه‌تری بپردازیم و آثار جدیدتر ایشان را هم به این پرونده اضافه کنیم. هم یادداشت‌های اولیه (که اینجا بازنشر می‌شوند) و هم سایر مطالبی که دیگر در این جا منتشر نمی‌شوند (و حاصل تولید محتوای جدید تحریریۀ جدید سایت شهرستان ادب خواهد بود) را می‌توانید در صفحۀ پرونده پرترۀ مجید قیصری در سایت شهرستان ادب مشاهده فرمایید.

 

پینوشت:

- پرونده پرتره مجید قیصری- سایت شهرستان ادب

این مطلب را به اشتراک بگذارید

دیدگاه و پرسش
برای ثبت دیدگاه لطفاً وارد شوید.