کتاببان- 19بهمن1402
کتاب بان
قسمت: *
تاریخ: 19آذر1402
مجری: به نام خداوند جان آفرین/ حکیم سخن در زبان آفرین. بسیار بسیار بسیار خرسنیدم که دگربار در «کتاببان» همراه شما خوبان هستیم و در باب کتاب، مطالعه، آگاهی و دانش صحبت بکنیم، با عزیزانی که در این حوزه، در این گستره و در این عرصه فعال هستند؛ مروجان خوب کتاب. این بار در خدمت یکی از بزرگوارانی هستیم که خودشون، قلمشون در این راه و البته قدمشون، هر دو ثمربخش و اثرگستره: سرکار خانم سمیه جمالی. خانم جمالی عرض سلام بنده رو پذیرا باشید. خیلی ممنون که به برنامۀ خودتون تشریف فرما شدید.
سمیه جمالی: به نام یزدان. درود بر شما جناب آقای دکتر صلاحی و درود بر همه شنوندگان برنامه خوب کتاببان. ممنونم از اینکه بنده رو قابل دونستین و به این برنامه دعوت کردین. با هم گفتوگویی داشته باشیم. انشاءالله که مفید باشه.
مجری: سلامت باشین. قطعا همینطوره. من اینور که نشستهام خیلی سختمه، چون حضرتعالی در شعرهاتون، داستانهاتون، جستارهاتون نشون دادین قلم خوبی دارین، در فضای دیگر، در ساحت رسانه، چه تلویزیون، چه رادیو و چه تلویزیون اینترنتی، بیانتون و نگاهتون همیشه برای من سودمند بوده، یاد گرفتم، درس پس میدم خلاصه این طرف.
سمیه جمالی: خواهش میکنم. نفرمایید....
مجری: یه ذره لو دادم دیگه. شما در عرصۀ رسانه دارید ترویج کتاب میفرمایید. جز اینکه خودتون نویسنده هستید. به اون بخش در ادامۀ گفتوگو میرسیم که بهعنوانِ کسی که هم نویسنده هم مروج کتاب در رسانه، جایگاه رسانه رو چطوری میبینین. سوالی هستش که سر فرصت باید بهش برسیم. اما به طور کلی بحث ترویج رو میخوایم داشته باشیم از نگاه شما. به طور عمومی ترویج امریه که زیاد راجع بهش صحبت شده. اما نظرگاه خودتون رو میخوام بدونم که ما در حوزۀ ترویج، نه فقط در رسانۀ ملی، کلا در سویههای مختلفش چقدر موفق بودیم و اگر آسیبی متوجه این حوزه هست از چه منظریه؟
سمیه جمالی: خواهش میکنم. بسیار عالی. شما یک پیشدرآمد بسیار خوبی فرمودید که کار من رو تا حد زیادی راحت کرد. از همان جهت که شما فرمودید، من چون در میان اهالی قلم هستم و سعی میکنم خودم هم یک چیزهایی بنویسم، از این منظر من دارم به بعضی از آسیبها اشراف پیدا میکنم، میبینم و میره تو ذهنم و فکر میکنم که وقتی برمیگردم به اون صحبتی که معمولا بین مروجان کتاب ، بین کتابخوانها و همه اونهایی که یک جورهایی علاقه به کتاب دارند، این سوال مطرح میشه که آیا مردم ما کتابخوان هستند یا نه؟ و اگر نیستند چه کنیم؟ چطور اینها رو علاقهمند به کتاب کنیم؟ من میبینم که این چقدر ریشه داره و چقدر ما هی باید برگردیم به عقب!
مجری: خانم جمالی خودتون میگید که مردم ما کتابخوان هستند از نظر شما؟
سمیه جمالی: به نظر من هستند آقای صلاحی. یعنی وقتی که من خودم نگاه میکنم میبینم که اطرافیان- اطرافیان منظورم همکاران نیست. در خانواده، در عموم مردم- میبینم وقتی هرجا میری یه تعدادی کتاب روی میزه، روی پیشخوان آشپزخانهشونه، دم دستشونه، و حتی تازگیها من دارم میبینم- حالا غیر از گوشیهای همراه که ما متوجه نمیشیم یه سری دارند اونجا کتاب میخونن- توی وسایل حملونقل عمومی و مترو، کتاب دستشونه، واقعا مردم کتاب میخونن.
مجری: برگردیم به حوزۀ ترویج. اگر ترویج بتونه کار خودش رو بهتر انجام بده، این قضیه رشد و اعتلا داره، درسته؟
سمیه جمالی: من میخوام برگردم به عقبتر. به حوزۀ نوشتن اصلا. من میگم مردم ما کتاب میخوان. ما باید اول کتاب خوب تحویلشون بدیم. یعنی وقتی که نویسندهها هی دارن اضافه میشن، هی یک عده جوانتر وارد کار میشن، به این نویسندهها اضافه میشن، بعد ما داریم می بینیم که یه عالمه کارگاه نویسندگی هست، یه عالمه آموزشگاه هست، خیلی هم زیاد شده، دیگه الان فضاها مجازی شده، راحت دارند در فضای مجازی حتی آموزش نویسندگی میدن بعد از اون ور یه تعدادی میخوان بیان بیرون. اینا که میرن ثبت نام میکنن توی اون کارگاهها، میبینی که خب حالا یه آسیبی اینجا وجود داره: اون کسی که مُدرس است، خودش هم ناشره، و بعد اون تعداد هنرجو، اون تعداد کسانی که علاقمند هستند اومدن پای این کار، به اینها میگه که «خب پس زودتر باید کتابتون چاپ بشه و خودم چاپ میکنم» از اونور هنرجو میگیرن، از اینور کتاب چاپ میشه، منتشر میشه! به نظر من قیف رو برعکس و واژگون گرفتیم.
مجری: دقیقا به اصطلاح مشهور میگن «سُرنا را از سر گشادش می زنه» باید برسیم به اینجا که مخاطب بایستی کتاب خوب در دسترسش باشه. مثل این میمونه که طبع بشر- غذای روحه دیگه- اگر یه غذای ناسالم یا مسموم جلوش بگذاری بخوره، دفعۀ بعد سراغش نمیره- ممکنه کسی با کتابخوانی از دهلیزِ یک کتابِ نمیگم مسموم به معنای مثلاً محتوایی، یک کتاب نه چندان سزاوار- به معنای محتوایی و ادبی- مواجه بشه.
سمیه جمالی: بله [نویسنده باید] قلمش اینقدر جذاب باشه که طرف وقتی کتاب رو دستش میگیره به اصطلاح نتونه بذاره زمین. یعنی کار شده باشه. یعنی هر کسی که اومد وارد این فضا شد سریع نره تو تولید کتاب. قشنگ یه مدتی کار بکنه. اصطلاحات حالا هنرمندان میگن خاک صحنه خورده باشه.
مجری: به نظر من نکته دقیقاً درستی گفتید که شاید کمتر بهش پرداخته بشه. ما پیش از اینکه برسیم به اینکه ترویج چه نقاط قوت و ضعفی داره باید ببینیم که اساساً ما خوراک مناسبی را برای ترویج عرضه کردیم که حالا مروج کتاب از راه برسه معرفی بکنه؟
سمیه جمالی: تولیدمون حتی خیلی زیاد هم هست ولی این تولید بهتره که با کیفیت باشه تا کمیت رو ما هی بیایم دنبالش باشیم. بعد اون وقت سلیقه خراب میشه. سلیقۀ خواننده که خراب شد بعد ما نمیتونیم ازش توقع داشته باشیم که حالا اون کتابی که یار مهربانه و قراره که یه مقدار رشد فرهنگی رو بالا ببره دیگه چطور بالا ببره وقتی سطح کتابهامون نازله؟!
مجری: دقیقا. این خیلی نکته مهمی بود و فکر میکنم که دستاورد خوبی بود در پاره و پارت اول گفتوگو و یک فاصله کوتاهی بگیریم سر خانم جمالی تو بخش دوم حتما راجع به ترویج و ترویج در رسانه با هم گپ خواهیم زد.
سمیه جمالی: هستم در خدمتتون.
[وقفه/ استراحت]
«با مروجان»
مجری: درود دوباره بر شما شنوندگانِ همیشه همراه و خوشحالیم که دگربار در خدمت شما عزیزان هستیم در بخش «با مروجان» کتاب سری زدیم به اقلیم فرهنگپرور و ادبگستر یزد. در خدمت یکی از این عزیزان هستیم جناب آقای حسین دهقانی عزیز از استان یزد- شهرستان اشکذر. جناب دهقانی خیلیخیلی خوشحالیم که در خدمتتون هستیم و امیدواریم که گفتوگوی شیرین و دلنشینی با شما داشته باشیم.
حسین دهقانی: سلام عرض میکنم. باعث افتخار است که در خدمت شما هستم.
مجری: جناب دهقانی ما در بخش «با مروجان» سراغ کسانی رفتیم که نگذاشتند فرهنگ کتابخوانی در جاهایی که شاید کمتر محل توجه حاکمیت باشه خاموش بشه. البته اخیراً در جشنوارۀ «روستاها و عشایر دوستدار کتاب» شهر خوب اشک زر هم جزو شهرهایی بود که در زمرۀ برگزیدگان بود نشون میده فرهنگ در اونجا فرهنگ غنی و پُرپیشینه و باپشتوانه هست میخوام ببینم شما از این سبد چه سهمی رو برداشتین و چه نصیبی از این باغ و بُستان زیبا و دلارا دارید.
حسین دهقانی: خواهش میکنم. من که کمترین هستم و کار خاصی انجام ندادم ولی این دو تا سایت دارد شهر من به نام «اشکذر خبر» [https://ashkezarnews.ir/] و یکی هم سایت «حسینه دو شهید» [https://2shahidmemory.com/] یه بخشی رو ایجاد کردن به عنوان کتاب و کتابخوانی و آمدن کتابهایی که در رابطه با شهر ما هست، یا نویسندگان شهر ما، یا چیزهایی در رابطه با شهر ما- شهر اشکذر [در آنهاست در آن قرار دادهاند]- سرانۀ کتابخانهای ما شاید خیلیخیلی بالا است؛ حتی در کشور، از نظر فضای کتابخانه و... احساس کردم که به هر حال اینجا کمبودی داره و من هم وقتی گذاشتم و [در] سایت کتابهایی که گفتم رو معرفی کردم و تو فضاهای مجازی و پیامرسانها هم که یه خورده بحثهای دیگه مطرح بشه بحث کتاب و کتابخوانی و ترویجی کتاب توش دوستان زحمت میکشند و ما هم تونستیم کنار اون ها یک گوشۀ کار را بگیریم.
مجری: خیلی هم عالی پس اون طوری که در خلال صحبتتون فرمودید، بحث ترویج از طریق ظرفیت فضای مجازی محل تأمل شما بوده. حتما همشهریها و خصوصاً وابستگان شما از این بسترگستری شما منتفع شدن و تونسته ترویج کنه. یه مقدار مصداقیتر که فکر کنم طبیعتاً چند ساله به این کار مهم اشتغال دارین و اگر زمینهای هستش که میشه پیشنهاد کرد- چون ما تو جمعهای خودمون هم فامیلی داریم برای ترویج کتاب؛ اما هم مجازیه یعنی گروهی رو ما تدارک دیدیم و هم حضوریه، دور هم جمع میشیم- خواستم ببینم شما رویکرد ترویجیتون چه جوریه چند نفر اون کانال رو یا اون گروه رو همراهی میکنند، یعنی از فضای ترویجی شما استفاده میکنند و اگر خاطرهای دارین بگین چون مجالمون کوتاه هست، بتونیم یه ذره مصداقیتر هم بهره ببریم.
حسین دهقانی: حالا تو فضای مجازی که خیلیها کار کردند و ما هم حالا یک بریدههایی از کتاب [ترویج کردهایم] حالا چون بحثهای محلی که پیش میاد اشخاصی که تو این گروه هستند یا بههرحال به سایت مراجعه میکنن خیلی چیزایی در بحثهای محلیشون خیلی براشون مهمه. چند سال قبل از دوران کرونا، فامیلهامون دور هم جمع شده بودن که چند تا خیّر هم پیدا شدن. ما رفتیم به تعداد خانوادههایی که فامیل هستیم، کتاب گرفتیم، حدودا یک ماه-دو ماه قبل از عید نوروز این کتابها رو تحویل خانوادهها دادیم و گفتیم روز عید نوروز برای اینکه تشویق بشید یک مسابقهای هم برگزار میکنیم و جایزههایی هم درنظر گرفته بودند. تا قبل از کرونا ادامه داشت. برنامه کرونا که همه جا رو بسته بود و بههرحال یه خورده کتابخونهها تعطیل بود، کتابفروشیها تعطیل بود، ما حتی این رو آمدیم مجازی برگزار کردیم. خیلی هم خوب بود. ما حتی با خیرین صحبت میکردیم میگفتن «اگر تو مسابقه هم شرکت نمیکنن حداقل در هر خونهای هر سال یک کتاب رفته.» [به] حدود ۷۰ تا خونه و خانواده [کتاب رفته].
مجری: خیلی عالیه. من خیلی لذت بردم از این همنفَسی. من میخوام بهعنوانِ پایانبندیِ صحبت اگر خاطرهای یا احیاناً نکتهای دارین بهعنوانِ حسن مقطع خودتون این بحث رو جمعبندی بفرمایید.
حسین دهقانی: چیزی که وقتی که هر خونهای کتاب [میرفت] خیلیها اومدن گفتن خوبه بعد هم این کارو ادامه بدید، کتاب بخونیم، خیلی علاقهمند به کتاب شدن. یکی هم اینکه وقتی که کرونا بود، من کتابهای صوتی رو میگذاشتم- حالا تو این وقتهای کرونا یه خورده دیدوباز کمتر بود- خیلی بعد از کرونا میگفتن، خیلی از خانمهای فامیل یا بیرون از فامیل، گفتند اصلاً ما داشتیم آشپزی میکردیم کتاب میخوندیم، خیلی پیگیری میکردند که ادامه بدید این کار رو و میگفتند ما علاقهمند به کتاب شدیم.
مجری: ما تو همین برنامه اتفاقاً دربارۀ ظرفیت کتابهای صوتی صحبت کردیم؛ مثلاً با مجموعۀ «سماوا» و مجموعههای مشابه و اتفاقاً کتاب صوتی چون نیاز نیست آدم خیلی تمرکز یا حضور فیزیکی تو یک نقطه داشته باشه میتونه در راه استفاده کنه و گاهی بین کارها حتی پادکستی بشنوه. کتاب صوتی فکر کنم راهبرد و رهنمود خوبی بود که از شما شنیدیم و خیلی خیلی هم ممنونم هم بابت تشریف فرماییتون به برنامۀ خودتون و هم اینکه این نکته خوب رو بهعنوانِ پایانبندی فرمایشتون فرمودید خیلیخیلی متشکرم و امید بهترینها برای شما در این راه روشن.
حسین دهقانی: خواهش میکنم منم امید بهترینها را برای شما و برای مردم ایران دارم.
*
میان برنامه:
(بابا رو بردیم رو عرشه. روی عرشه بهتر نفس میکشید. هوای اقیانوس براش خوب بود. شبِ ساکتی بود. به جز جیرجیر کشتی و شلبشلپِ ملایم آب صدای دیگهای نبود. ماه نورانی میدرخشید. ما مستقیما به سمت ماه میرفتیم. ناخدا ما را به سمت ماه میبرد. بابا میخواست حرفهای آخرشو بزنه.
مرد مومنی سالها در انتظار فرزند بود و خداوند بنا به مصلحتِ خودش به او فرزندی نمیداد. یکی از همان روزهایی که مرد مومن دلش شکسته بود کنار رودخانهای نشست و با خدا درددل کرد که موشی کنار او آمد او از موش خوشش آمد و موش را داخل دستمال گذاشت و به طرف خانه راه افتاد.
در محلۀ بالای شهر در یک خانۀ ارمنی دو تا اتاق اجاره کردهام. اینجا این دوتا اتاق را آنجوری که دلم خواسته است زینت کردهام. کتابهایم را آنطوری که دلم خواسته است دم دستم گذاشتهام. یک میز دارم چند تا صندلی. پردههای اتاقم قلمکار است قالی قشنگ زیر پایم نیست اما از این زیلو بیشتر خوشم میآید.
ناگهان در اون انتظار وحشتناک و طولانی چشمام روی یکی از پالتو خیره بود دیدم جیب پالتو برآمده است بیاختیار جلو رفتم و روی اون دست کشیدم. فهمیدم یک کتابه. یک کتاب؟ بله یک کتاب. چهار ماه بود که حتی یک کتاب را هم در دست نگرفته بودم و حالا وجود این کتاب باعث بغض و حیرت من شد. من که هیپنوتیزم شده بودم به برآمدگی جیب پالتو که اون کتاب ایجاد کرده بود زل زدم. گویی چشام میخواستند سوراخی تو پالتو ایجاد کنم.)
*
مجری: شنوندگانِ عزیزِ همیشه همدل و همراه خوشحالیم که با این برنامه همراه شدین و امیدواریم که زینپس هم شنوا و نیوشای این برنامه باشین. همونطور که مستحضر هستین و انشاءلله تا اینجا هم همراهی کردیم ما رو، ما در خدمت سرکار خانم جمالی هستیم ایشون هم پدیدآور و نویسنده هستند در حوزههای ادبی و هم مروج کتاب در رسانهها چه رادیو چه تلویزیون و چه پلتفرمها و فضاهای دیگری از قبیل تلویزیون مجازی کتاب. تو این بخش از گفتوگومون من خودم میگم دریغم اومد که از ایشون در باب ترویجِ رسانهای نپرسیم چون کار ویژهشون حداقل بخشیش این هست. خانم جمالی ما تا اینجا صحبتهای خیلی خوبی شنیدیم و در باب ترویج به طور کلی گپ زدیم در پارۀ نخست، میخوایم الان اقتضات و البته راهکارها راهبردها آسیبها و نکاتی که به نظرتون میرسه داشته باشیم خب اونطوری که میدونم شما الان کارشناس کتاب هستین در برخی از شبکههای تلویزیونی و رادیویی و البته جاهای دیگه. خیلی خوب میتونید رصد کنید و خیلی راحت هم در مورد رسانۀ ملی صحبت کنید. خوشبختانه سالهای اخیر اتفاق خوبی افتاده از قبیل همین برنامهای که شما در اون برنامهها تونستین نقشآفرین باشین خوشبختانه پیشرفت کمّی داشتیم و فضای کیفی هم میشه مثبت اندیشید اما از نگاه شما میخوام ببینم که این موضوع رو چه جوری میبینید.
سمیه جمالی: آقای دکتر شما خودتون خیلی بیشتر از من و خیلی با سابقهتر از من توی این فضا هستید، فروتنی میکنید. من فقط در کنار شما دارم درس پس میدم.
مجری: بزرگواری شماست ما یاد میگیریم همیشه.
سمیه جمالی: عرض به حضورتون که توی حالا خودمونم چون تو رسانۀ ملی هستیم و داریم یه چیزهایی رو میبینیم اگر بخشهایی رو ما گوشزد میکنیم یا میایم صحبت در موردش میکنیم قطعاً به خاطر این هستش که به عنوان یک عضو کوچیک دلمون میخواد هم برنامهها بهتر بشه هم دلمون میخواد که کتابها بهتر معرفی بشه.
مجری: همینطوره. من خودم به نوبۀ خودم بدون هیچ پردهپوشی بخوام بگم میدونم که خیلی بیشتر از این جا داره ولی خوشبختانه سیر صعودی آشکاره و نمیشه اینو نادیده گرفت و واقعا جای دستمریزاد داره به برنامههایی که دارن تو این زمینه فعالیت میکنند.
سمیه جمالی: قطعا همینطوره. همونطور که فرمودید نسبت به سالهای قبل الان کتاب واقعاً در دستور کار قرار گرفته یعنی چه برنامههایی که به صورت تولیدی خیلی تخصصی حتی داره در مورد کتاب صحبت میکنه و اصلاً ادبیات یا حالا هر چیزی اصلاً کتابهای که ادبیات-محور هم نباشند؛ و هم برنامههایی که به عنوان گزارش مصاحبه و بخشهای مختلف میان معرفی میکنن کتابها رو به مردم. پس بنابراین میبینیم که دغدغه داره رسانۀ ملی برای معرفی کردن.
مجری: حتی برنامۀ صبح خانواده که رویه و هستۀ اولیش مباحثی هستش مثلاً مثل گلآرایی، آشپزی اینا از آیتم کتاب غافل نشده. برنامهای که خب با حضور شما خوشبختانه از جایی به بعد اتفاق خوبی داره واسش میفته و خود همین امیدوارکننده است. اما یه مقدار خب مجامله رو کنار بذاریم. آسیبها رو چی میبینید؟ یعنی رسانۀ ملی از دیدگاه کسی که خوشبختانه همراهش هستین و فعالیت میکنید، چه کارهایی رو میتونه انجام بده که این مشورت شما به کمکش بیاد و بتونه ارتقا پیدا بکنه؟
سمیه جمالی: ببینید در بخش حالا چه رادیو چه تلویزیون و حالا شاید بشه گفتش که بخش تلویزیون بیشتر، این آسیبی که من خیلی بهش برخوردم و برام یه مقدار دغدغه بوده این بوده که: ما بیشتر مناسبتی کار میکنیم. یعنی: الان در یک هفتهای قرار داریم یا یک سری اتفاقاتی که داره میفته، ما دنبال یک کتابی هستیم که به اون مناسبت ارتباط داشته.
مجری: یعنی مناسبت محوریِ مفرط.
سمیه جمالی: مناسبت محوره. چه تو بخشهای خبری چه تو بخشهای دیگه معمولاً اینطور هستش. یعنی شما به همین دلیل میبینید که کتابهایی که ربطی به مناسبت خاصی ندارند خواه-ناخواه کنار گذاشته میشن، نه به عمد. کتابهایی که به این مناسبت مربوط هستند معرفی بکنید مطالعه بشه، مردم بخونن یا براش پویش برگزار بشه یا برن به سراغ نویسندهاش باهاش مصاحبه کنن.
مجری: در تایید فرمایشتون بخش مهمی از کتابهایی که خب الزاماً یا لزوماً مناسبتی دیده نمیشن تو تقویم نمیان مغفول میمونن. یعنی کتابی ممکنه مثلاً توی فرضا دهه محرم دیده بشه و طبعاً هم سزاوار و هم لازمه. اما بخشی از کتابها بیرون میمانند. ما نزدیک دو دقیقه فرصت داشته باشیم میخوام هم در این باب نکات تکمیلتونو بشنوم و هم اینکه ما ظرفیتهای دیگری داریم سایتها هستند، روزنامهها و مجلات هستند و البته پلتفرمها و تلویزیون اینترنتی کتاب که اخیراً به همت دوست و برادر بزرگوارم آقای مجید سخا (؟) و البته مدیرعامل محترم خانه کتاب آقای دکتر رمضانی خوشبختانه فعالیتش رو شروع کرد و خود شما هم اونجا فعالیت میکنید و خوشبختانه اونجا هم نتیجۀ کارتون دیده شده. میخوام ظرفیت های مختلف هم بهش بپردازیم اجمالا اشاره کردیم.
سمیه جمالی: بله همین برنامههای تلویزیون اینترنتی؛ این به نظر من اتفاقاً خیلی هم اتفاق خوبی هستش. حالا من در مجموع میخوام بگم چه رسانه ملی چه پلتفرمها و تلویزیون اینترنتی که حالا شبکۀ کتاب هست و اینها، اینا بیشتر باید ما بریم سراغ اینکه از نظر کمی جذاب بکنیم. ببینید شما برنامهها مسابقات مختلف رو میبینید اصلا در مورد کتاب صحبت نمیکنم، چقدر جذابه و مخاطب حاضره پول حتی بده و این برنامه رو ببینه حتی.
مجری: مثلا ما الان در حوزۀ موسیقی فرضا «آوای جادویی» و «صدای تو» و برنامههای دیگه رو در پلتفرمها داریم، چرا دربارۀ کتاب نباشه؟
سمیه جمالی: ما در بخش کتاب هم باید نگاهمون نگاهِ اون جذابیت باشه، یعنی یه مقدار اون بخش تخصصی که برای متخصصان جذابه سر جای خودش، اون بخش دیگۀ برنامههای جذابی که مخاطب هم دوست داشته باشه، با لذت این رو به عنوان یک برنامۀ حتی سرگرمکننده بشینه ببینه، چه تو جایی که مدام جلوی دیدش هست چه جایی که باید بره بهش مراجعه کنه مثل تلویزیون اینترنتی که باید بره بهش مراجعه بکنه، و این برنامهها رو ببینه. این قسمت یعنی از نظر کمی و کیفی هر دو باید در کنار هم رشد پیدا بکنن تا ما بتونیم به یک بازخورد بهتری در زمینۀ کتاب برسیم و دغدغۀ همه مروجان کتاب همه نویسندهها که دلشون میخواد که کتاب توسط مردم خونده بشه.
مجری: همینطوره و من از این فرصت استفاده کنم، چون وقت برنامهمون تقریبا به اتمام رسیده یه خدا قوت بگم به دوستان عزیزم در تلویزیون اینترنتی کتاب و البته تمام دوستانی که در حوزههای مختلف ترویج کتاب انجام میدن و به طور اخص از برنامۀ خوب «جلد دوم» هم تشکر بکنم، بیستودو برنامه و دو فصل رو داشتن. انشالله فصلهای بعدی هم در پیش خواهد بود به همت دوست نازنینم میثم رشیدی مهرآبادی و البته حضرتعالی. این برنامه خوشبختانه مجالی بود واسه شناختن بهتر کتاب و پدیدآورندگان و فرهنگگستران این حوزه. اگر جملهای دارید به عنوان حسنخطام میشنویم خانم جمالی بزرگوار.
سمیه جمالی: پاینده باشید من از شما و از همه همکارانتون سپاسگزارم که شما هم دغدغۀ کتاب رو دارین و با این عنوان زیبای «کتاببان» که به فکر نگهبانی از کتاب و عرضۀ کتاب خوب به مردم هستید تشکر میکنم.
مجری: انشاءالله شما هم پویندگیتون پاینده باشه پیروز باشین و پر از روزهای دلافروز.
سمیه جمالی: ممنونم و خدانگهدار شما و همۀ شنوندگان عزیز.
مجری: در پناه خدا و امیدوارم که بهترین آرزوها ارزانی شما باشه و روزهای فروزان و فیروزهای همچنین.
*
[وقفه/ استراحت]
مجری: شنوندۀ گفتوگوی بنده بودید با سرکار خانم سمیه جمالی. همونطور که در خلال گفتگو مشخص شد محور بحث ایشون «ترویج کتاب به طور عام» و «ترویج کتاب در رسانه ملی و دیگر ظرفیتهای رسانهای» بود امیدوارم که از این گفتوگوی دلنشین لذت برده باشین مثل خود من که بهره بردم؛ و مثل همیشه ما را از همراهیتون محظوظ و بهرهمند کنید. امیدواریم که شما هم در پناه پروردگار پاک و یادگار پاکیها روزهای خوبی رو در پیش داشته باشین. درود بر شما و تا دیدار و شنیدار دیگر بدرود.
پینوشت:
- پیادهشده توسط مرتضی شمسآبادی و ایبو.