در دریای عشق

در دریای عشق

زمان مطالعه: 8 دقیقه
زمان مطالعه: 8 دقیقه
نویسنده: مرتضی شمس‌آبادی

مروری بر شرح غلامحسین ابراهیمی دینانی از «سوانح العشاق» احمد غزالی

یکی از غریب‌ترین و زیباترین آثار منثور زبان فارسی، رسالۀ «سوانح العشاق» شیخ احمد غزالی است. اینکه این کتاب در زمانۀ خود چقدر خوانده و دیده شده به کنار، در زمانۀ ما هم نه آن‎قدر که باید دیده شده و نه خوانده. تصحیح‌ها و نسخه‌های محدودی از این کتاب پرداخته شده و از میان آن‌ها هم که موجود است تعداد اندکی تجدید چاپ شده و می‌توان آن‌ها را تهیه نمود. برعکسِ آثار دیگری مانند مثنوی و دیوان حافظ و دیگر آثار شاعران و بزرگان که شرح‌های متعدد و مختلف بر آن‌ها نوشته شده و انتشار یافته، برای سوانح شرح‌های اندکی جمع‌آوری گشته. از معدود شروحی که بر این رسالۀ زیبا و ناب می‌توان پیدا کرد، شرح دکتر دینانی است.

سوانح العشاق به روایت دکتر دینانی، کتابی است که به همت آقای احسان ابراهیمی دینانی گردآوری شده و به سفارش «خانۀ حکمت» توسط انتشارات میراث کهن منتشر شده.

جناب استاد غلامحسین ابراهیمی دینانی به واسطۀ برنامه‌های معرفت شبکه چهار سیما، چهره‌ای نام‌آشنا در فلسفه، خاصه با نگاهی عرفانی و اسلامی به آن است. ایشان در این اثر، با همین رویکرد به شرح و تفسیر فصل‌های هفتادوهفت‌گانۀ این رساله می‌پردازد. شیوۀ گردآورنده در این شرح نوشت اینگونه است که ابتدا متن کامل رسالۀ سوانح العشاق آمده، بعد از آن، روایت و شرح دکتر دینانی از هر قطعه و شعر به آن ضمیمه شده که علاوه بر توضیحات منثور، اغلب اشعاری از شاعران عرفانی و غیر آن چون حافظ، مولانا، سنایی، عطار و... برای تقریب به ذهن کردن مطالب برای خوانندگان آورده شده.

زبان شارح در این کتاب زبانِ گره‌خورده و پیچیده‌ای نیست، با‌این‌حال تکرارهای چندباره در مجموعه شرح‌های قطعات قابل توجه است. شایسته بود گردآورنده در مقدمه‌ای که بر کتاب نوشته، بندی را به شیوه و روش گردآوری مطالب و شروح کتاب از استاد خود شرح می‌داد. آیا این شروح و روایت‌ها از قطعات غزالی، توسط استاد در کلاس‌های درس صورت گرفته و حال آن روایات بعد از سال‌ها از خلال درسنامۀ کلاس‌ها جمع‌آوری شده‌اند؟ آیا استاد احساس نیاز به تدوین اثری در این باب کرده و به کمک گردآورنده، در یک دورۀ مشخص برای تشریح گره‌های این اثر به روایت و تفسیر پرداخته‌اند و میان این آراء پیوستگی بیان بوده؟ یا اساساً هیچ‌یک از این دو نبوده و استاد هر بار، بنا به موقعیتی، یک قطعه را در جایی و به مناسبی در مجلسی شرح و روایت کرده‌اند یا پیش از این سال‌ها برای خود یادداشت‌هایی برداشته بوده‌اند و حال امروز گردآوری و تدوین شده‌اند. همۀ این‌ها می‌تواند باشد و هیچ‌یک! درهر‌حال نوع این گردآوری و تدوین حائز اهمیت است. چیزی که به نظر بندۀ خواننده می‌رسد این است که این روایت‌ها در یک نشست چندماهه تالیف و خطبه نشده‌اند. لااقل تکرارهای موجود در این متن، حُسن ظن خواننده را این‌طور می‌گرداند. بارها در کتاب گفته می‌شود که سوانح العشاق شرح «انا الحق» حلاج است، یا کل عرفان اسلامی هزارساله شرح آن «انا الحق» است و تکرارهایی از این دست. اگر روایات در بازه‌های زمانی گسسته خطبه و نگاشته شده باشند، این تکرار محتمل است و بعید نیست. بااین‌حال و همه، بهتر بود که در تدوین نسخ نهایی، اثر از این بازگویی‌ها که ضرورت به بیان مکررشان نبود پیراسته می‌شد. گاهی بعضی تکرارها در بحث و تفسیر اجتناب‌ناپذیر است، چون چیزی که اینجا نتیجه می‌شود، جای دیگر فرض قرار می‌گیرد و در جایی برای جمع‌بندی لازم است مفروضات و گزاره ها دوباره کنار هم قرار گیرند. آن تکرارها را گریزی نیست و نمی‌شود چشم پوشید، اما تکرارهایی هم هستند که ذاتشان جز تکرار و بازگویی و دوباره‌گویی نیست (البته که خود رسالۀ غزالی هم از این دست تکرارها خالی و بَری نیست) و این دست تکرارها بهتر است برای جلوگیری از ملالت خواننده حذف گردند و یا زبان و بیانشان تغییر کند. دیگر اینکه بعضا مورادی از قبیل جا افتادگی واژگان در ابیاتِ مندرج در شرح‌ها که از جمله اشکالات تایپی و... اند دیده می‌شود که چه بهتر در چاپ‌های بعد تصحیح شوند.

از طرفی، نکته‌ای که مخصوصاً دانشجویان و اهالی ادبیات و ادبیات عرفانی باید در نظر داشته باشند و گوشۀ ذهنشان در هنگام مطالعۀ این شرح باشد این است که استاد بعضاً در تفسیری که از قطعات ارائه می‌دهند به بحث‌ها و مطالبی می‌پردازند که از آنچه در متن اصلی آورده شده فاصله‌هایی دارد. گاهی فاصله‌ای نزدیک و گاهی دور! و البته که در بسیاری موارد و در اغلب موارد و سطرها، شرح ایشان راهنما و راهگشای خوبی بر مطالب و پیچیدگی و دشواری‌های متن اصلی است و در این تردیدی نیست. باید در نظر داشت که دکتر دینانی از چه خاستگاه و چه پیشینۀ دانشی به سراغ این اثر رفته‌اند و با این نگاه شرح ایشان را مورد استفاده قرار داد.

جهت تبیین بیشتر خاطر نشان باید کرد که آثاری مانند سوانح العشاق که هم ارزش و جایگاه ادبی و ادب عرفانی دارند و هم از طرف دیگر اثری عرفانی، دینی و تنه زده به فلسفۀ وجودند، ایجاب می‌کند که افراد، از نحله‌های علمی و با رویکردهای مختلف آن را شرح و تفسیر و بازخوانی کنند. گروهی از فلسفه، گروهی از عرفان و گروهی از زبان و ادبیات فارسی- خاصه ادبیات عرفانی. در نهایت همت فرد علاقه‌مند این حوزه چنین باید باشد که این آراء را در منظومه‌ای فرآوری کرده تا به دقیق‌ترین و کامل‌ترین بازنمایی و شرح بتوان رسید و البته که بر تفسیر و شرح هیچ یک از آثار ادبی غنی و چندلایه نمی‌توان نقطۀ پایانی به قطع نگاشت.

همان‌طور که احمد غزالی در اثر خود بارها و بارها می‌گوید، مطالب مطرح شده در سوانح العشاق برای همگان قابل فهم و درک نیست و هرکسی نمی‌تواند این مطالب را به درستی و عمق و آن‌طور که باید و هست ادراک کند. این قاعده ولو به خوانش شرح‌ها هم صادق است. بعضی آثار در گنجینۀ ادبی-عرفانی ما هستند که اگرچه بخشی از آن‌ها قابل استفاده عام است و زیبایی‌ها و همخوانی‌های سطرهایشان با زیست مردم تشویق‌کننده به خوانش‌اند، اما نباید فراموش کنیم که بسیاری از آن‌ها نه برای عموم مردم، که برای مخاطبان خاص خود نگاشته شده‌اند. این هم واقعیتی است که دایرۀ دانشی و بینشی عامۀ مردم از زمان نگارش این دست آثار تا امروز بسیار وسیع گشته و تغییر کرده، اما بااین‌حال باز هم در نوع استفاده و ترویج و تشویق به این خوانش‌ها باید این احتیاط را داشت که به هرکسی این آثار را ارائه نکرد و به جهت حفظ و ترویج میراث فرهنگی، نسخه‌های بازنویسی و بازپرداخته و الهام‌گرفته‌ای از آن‌ها را برای مخاطبان عام به رشتۀ تحریر درآورد تا هم از آسیب خوانش‌های شُبهه‌افکن و ابهام‌زای ایشان جلوگیری کرد و هم بتوان ایشان را از شهد معرفت و شهود بزرگان و میراث ملیشان محظوظ داشت.

خداوند به قلم و کلام دکتر دینانی برکت دهد و عمرشان پُربرکت. به امید نگارش شروح و بازنویسی‌های گونه‌گون از رسالۀ بی‌نظیر «سوانح العشاق» که شرحِ بهانۀ زیست آدمی است و فلسفۀ «بودن» را که اساس و اصلی‌ترین سوال فلسفی آدمی است پاسخ می‌دهد.

این مطلب را به اشتراک بگذارید

دیدگاه و پرسش
برای ثبت دیدگاه لطفاً وارد شوید.